
امروز میخوام یه پست جدید و متفاوت بذارم!!!!
میخوام دوستای وبلاگیم رو تا اونجایی که شناختم به تصویر بکشم!!!!!
به ترتیب از اولین لینک هایی که کردم، شروع میکنم....
رویا...
رویا با عاشقانه های من اولین کسی بود که لینکش کردم.نمیدونم چرا همیشه به عنوان یه بزرگ تر برام محترمه با این که سن این عزیز رو نمیدونم اما روحش بزرگه،از نوشته هاش خوشم میاد،یه جورایی عشقه تو نوشته هاش خاصه،یعنی انگار یه عشق منحصر به فرد داره...
کلاغ واسه عاشقانه های رویا آرزوی عشق ابدی میکنه....
خاطرات...
سولماز یا بهتر بگم سولماز/ali،یا نه بهتره بگم یه عاشق به تمام معنا...دوست داشتن تو نوشته هاش ملموسه،زیاد از علی میگه،کلاغ حسرت عشق و دوست داشتن سولماز و علی رو تو ذهنش همیشه حمل میکنه ان شا الله که خدا پشت و پناه سولماز و علی باشه...
پریا...
و اما پریا،یه دختر خوب و بی آلایش،عشق همیشگیش رو A میدونه،تو دلش چیزی نیست،از وبلاگش میشه فهمید که یه دختر اجتماعی و خودمونی هست...کلاغ واسه این صمیمیتش غبطه میخوره...
سکوت غم...
نازنین یه دختر رمانتیک و دوست داشتنی هست،با اینکه فونت نوشته هاش کوچیکه اما دلش بزرگه.همیشه این گل های تو وبلاگش من رو تحت تاثیر میذاره،از غم و دل تنگی که مینویسه آدم دل تنگ تمام لحظات خودش میشه...کلاغ از خدا میخواد دلش بر خلاف نوشته هاش شاد باشه...
باران در فصل بهار...
به جرات میگم یکی از بهترین طرح زن های ایران،باران ماست.یه جورایی با نوشته هاش انس پیدا کردم.با تمام سادگی نوشته هاش اما خودش خیلی پیچیده و ناشناخته هست...کلاغ واسه بارون آرزو میکنه که هیچ وقت شناخته نشه و دست نیافتنی بمونه...منتظر کتابی از نوشته هاش هم میمونم...
دختری از دیار انتظار...
سها کم حرف هست اما حرفاش از دلش میاد،وقتی متن های تو وبش را خوندم فهمیدم از تجربه هاش داره مینویسه ولی همیشه میشه یه رد پایی از جدایی رو تو نوشته هاش پیدا کرد...کلاغ دوست داره سها جدا بشه اما نه از عشقش،بلکه از تمام ناراحتی ها....
آرزوهای دست نیافتنی...
و اما خواهر خوبم الای،روزای اول فک میکردم خیلی مغرور هست،خدا من رو ببخشه اما وقتی باهاش آشنا شدم دیدم نه بابا خیلی گل و دوست داشتنی هست.از بی پرده گفتناش خیلی خوشم میاد و بزرگ ترین حسن آبجی ما این که خانوادش رو خیلی دوست داره...کلاغ همیشه واسه سلامتی خودش و پسر عزیزش دعا میکنه...
حرف های دلتنگی...
خوب رسیدیم به کسری عزیز،محشر مینویسه،ساده،روان اما بلند پرواز هست،نمیخوام بگم رویایی هست آخه مطمئنم که به همه آرزوهاش میرسه.به تازگی هم میخواد بره قاطی مرغا...واسه همین خاطر کلاغ از خدا واسش صبر میخواد،شوخی کردم بابا...ان شا الله خوشبخت و به پای هم پیر بشن...
ساناز...
یه پسر کش ماهر...نمیدونم پسرا چه هیزم تری به این استقلالی دو آتیشه ما فروختن که اینفدر تو نوشته هاش پسرا رو می کوبونه اما خدایی دختر گلی هست و تو دلش هیچی نیست...ساناز کلاغ همیشه به یادت هست...
عزیزم A تقدیم به تو...
مینا،یه عاشق به تمام معنا،تو نوشته هاش اینقدر از عشق و دوست داشتن مینویسه که آدم با رفتن و سر زدن به وبش روحیه میگیره،دیگه تفسیرش با خودتون فقط بدونین یکی از آرزو های کلاغ رسیدن مینا به A هست...
به تمنای چشمانت...
و حالا نوبت به سارینا میرسه،فوق العاده مینویسه،تصویر سازیش ناشی از فکر درست و خوبش هست،وقتی نوشته هاش رو میخونی نمیخواد زیاد به ذهنتون فشار بیارید آخه خیلی روان مینویسه.حرف تو دلش رو میگه،کافی هست آدم چشماش رو ببنده و صحنه نوشته هاش رو ببینه...کلاغ همیشه نوشته هات با جون و دل میخونه...
مهسا...
شاد و سر زنده،همیشه روحیه میده،معلومه یه دختر اکتیو و پرشور هست اما کم مینویسه نمیدونم چرا؟؟؟کلاغ اگه تو وب باشه حتما به مهسا سر میزنه....گاهی صبح ها یه سلام و صبح بخیر میگه که آدم تا 3 روز صبحش رو با نشاط شروع میکنه...
چشمهایش...
و اما دریا،به قول موسیقی تو وبش:من و دریا،من و بارون،من و آسمون صدا کن...و واقعا آسمونی هست که انتها نداره،همیشه سخاوتش زیاده...آبی بهترین رنگ هست که میشه انتخاب کرد واسه آرامشش...کلاغ هم عمری هست تو آسمون وبت پر میزنه دریا جون...
صدای من...
شکیبا،حس و حال اون آدم رمانتیکا داره که فقط تو حال خودش هستند،یه حس غریب تو نوشته هاش هست،نمیدونم چیه آخه من تو به تصویر کشیدن احساسم مشکل دارم اما این حس تو نوشته های شکیبا دوست دارم...کلاغ این حست رو تحسین میکنه....
داستان کوتاه...
منصور جان،بی هیچ تردیدی میشه گفت داستان هاش عالی هستند نمیدونم چرا یه ارتباط خاص با نوشته هاش برقرار کردم،یه جور آرامش رو بهم میده.بابا منصور جان دستت درست با این وبلاگت...کلاغ واست آرزو موفقیت میکنه...
همسو...
از نوشته هاش خوشم میاد اما دروغ چرا با خودش ارتباط برقرار نکردم.اولین دوستی هست که فقط واسش کامنت میذارم و نمیدونم چه طور کامنتی رو دوست داره آخه من متناسب با هر کس کامنت میذارم اما به هر حال واسم عزیزه...کلاغ همیشه به یادت هست...
هر که مرا دید تو را نفرین کرد...
سرور،تو وبش و نوشته هاش بیشتر گلایه هست اما خدایی گلایه قشنگی میکنه.گاهی وقتا که یاد بهانه های گذشته میکنم یه سر به وب سرور میزنه...کلاغ واسه اومدن به وب سرور بهانه داره و بهانش هم دوست خوبی مثل سرور عزیز هست...
مژده دختری از جنس رویا...
بریم سراغ مژده،درس خون خوب خودمون...مژده یه دختر فوق العاده با آرزو ه های بزرگ،با شخصیت دوست داشتنیش همیشه من رو مجذوب خودش میکنه.با این که کم به وب سر میزنه(به خاطر امتحاناش)اما همیشه به کلاغ لطف داشته،از شعرای مرگ و ...این چیزا هم خیلی خوشش میاد...کلاغ واسه تمام ناراحتیت آرزوی مرگ میکنه...
زندگی بدون رنج مرگ است وشادی مدام جهل...
و اما پریسا،وبش ما رو به یه دنیای دیگه میبره،صراحت بیانش،سادگی حرفاش بیشتر آدم رو جذب میکنه.قالب وبش یاد و خاطر کودکیم رو واسم زنده میکنه...کلاغ واسه پریساو عالم شادش همیشه دعا میکنه،شاد باش پریسا جون...
گفتگو...
با سعید جون تازه آشنا شدم اما خدایی آدم باحالی هست تو هر وبی میشه اثری از سعید رو پیدا کرد،فقط نمیدونم چرا گاهی فراموش کار میشه و اسمش رو تو کامنتاش نمیذاره و سر و صدای من رو در میاره و من رو وادار میکنه که دعواش کنم البته به شوخی...در کل دوست داشتنی هست. راستی عکس هاش هم منحصر به فرد هست...کلاغ واسش آرزوی بهترین ها رو داره....
یسنا...
و اما یسنا جون که خیلی وقت نیست به من سر میزنه اما تو همین وقت کم از روی نوشته هاش فهمیدم که دنبال چیزای نظر خواهی هست و از این چیزا...فک کنم دوست داره همه آدما رو بشناسه...کلاغ هم همیشه دوست داشت همه رو بشناسه اما تو شناخت خودش مونده هنوز،موفق باشی یسنا جون...
...شرمنده دوستای زیاد دیگری هم بودند مثل رها،علی،محمد،میترا،سمیرا...اما شرمنده همه دوستان شدم.
فقط این مطلب رو خواهشا صرفا جهت اطلاع بخونید....